مردم به نظر من 2 دسته ان. یک: اونایی که واسشون مهمه بقیه چه فکری می کنن در موردشون. دو: اونایی که براشون مهم نیست دیگران چی فکر می کنن درباره شون!
اگه جزو دسته ی اولی، حتماً باید اینو بخونی! چون این در مورد تو هم هست. اگر هم جزو دسته ی دومی، باز هم اینو بخون و تظرتو راجع بهش بگو! چون من فکر می کنم که خودم در دسته ی اول طبقه بندی می شم و واسم مهمه که تو نظرت در مورد این متنی که نوشتم چیه!
پس درهر صورت لطفاً اینو بخون!
(اینا فقط نظر شخصی منه و هیچ ارزش دیگری ندارد!)
دسته ی اول: چرا واسه ی این عده مهمه این مسأله؟ و اگه مهمه، چقدر مهمه؟ (که از این لخاظ دوباره می شه این افراد رو در طبقه بندیهای مختلفی قرار داد. ولی من فعلاً یه نگاه کلی به این گروه می کنم). به نظر من تو این دسته بودن یه سری خوبیها و یه سری بدیها داره. خوبیهاش اینه که آدم بیشتر سعی می کنه رو رفتارش و کارایی که می کنه فکر کنه. بیشتر به اطرافش دقت بکنه. و همه ی اینا باعث می شه که (معمولاً) فرد اجتماعی تری باشه و بهتر بتونه آدما رو درک کنه. ولی نکته ی مهم اینجاس: اگه بیش از حد به بقیه فکر کنه و بیش از اندازه ی معقول رفتارشو کنترل کنه، باعث می شه اثراتی کاملاً متضاد داشته باشه. بعد از یه مدت گوشه گیر می شه و همش نگرانه که «نکنه من این کارو بکنم و یکی یه چیزی بگه» و یا پیش خودش بگه «مگه من چی کار کردم که اینجوری با من رفتار می کنه؟» و مسائلی از این دست. (من هر دو نمونه رو بین دوستام و آشناهام دیدم).
بدیهاش اینه که (در ظاهر) آدم مقداری محدود می شه و تعدادی از آزادی عمل هاشو از دست می ده. برای انجام دادن هر کاری باید همه ی جوانب (منظور جوانب انسانیه) رو در نظر بگیره و بعد از کلی فکر کردن عمل کنه.
البته این در ظاهر بده. (اگه درست عمل کنن). اگر هم یه وقت کاری کرد که بقیه مخالفت کردن یا ناراحت شدن، کلی عذاب وجدان پیدا می کنه و پشت دستشو داغ می کنه که دیگه تکرار نشه!
اما موضوع در مورد افراد گروه دوم پیچیده تر و شاید جذابتره. افرادی که توی این دسته قرار می گیرن، سه حالت دارن. یک: افرادی که بقیه اصلاً براشون مهم نیستن (با خودخواهی فرق داره!) یا به اصطلاح افراد بی خیال. این جور آدما هر کاری که به نظرشون درست می یاد (یا حتی در بعضی موارد می دونن کارشون غلطه! ولی...) رو انجام می دن و این کار ممکنه مفید/بی اثر/مضر باشه. نمونه ی افرادی که کارهای بی اثر یا مضر انجام می دن تو جامعه ریخته! از این به بعد فقط کافیه یه ذره دقت کنید به رفتار آدما. به جرئت می تونم بگم 90% آدمای دسته ی دوم، کارای بی اثر یا مضری انجام می دن! فقط 10% هستن که اعمالی رو انجام می دن که به حال بقیه مفیده. دو: کسایی که عمداً و مخصوصاً سعی می کنن به احساسات و افکار دیگران اهمیت ندن و خودشونو به بی خیالی می زنن. حتماً شما هم با این گونه انسانها برخورد داشتید. (آدم واقعاً نمی دونه خودشو بکشه، یا اونا رو؟!). به نظر من این آدما خیلی زود از اجتماع طرد می شن، مگه اینکه تو یه جامعه ی مثل خودشون قرار بگیرن. که این اجتماعات هم (معمولاً) دوام چندانی ندارن. (من یه نمونه از این گروه ها رو می شناسم!). سه: اونایی که نسبت به دیگران و تفکرات اونها نسبت به خودشون بی توجهن، و فکر می کنن هر کاری که می کنن، بقیه باهاش موافقن! بیشتر توی این فکرن که «چه کاری بکنیم؟» تا اینکه «چرا این کارو بکنیم؟!». اکثر این افراد خیلی دیر متوجه عکس العمل های دیگران در برابر اعمال خودشون می شن و وقتی متوجه می شن که بقیه باهاشون مخالفت می کنن. از اونجایی که این آدما فرض رو بر این گذاشتن که همه با نظرات و اعمالشون موافقن، موافقت بقیه ارزش چندانی براشون نداره. به همین دلیل تا وقتی که مخالفتی باهاشون نشه، به یکدندگی خودشون ادامه می دن.
اما این دسته هم مزایا و مضراتی داره! مزایاشو که حتماً می دونید! بی خیالی و راحت زندگی کردن و ... . مضراتش هم که احتیاجی به گفتن نداره. نادیده گرفتن بقیه و احساساتشون چیزیه که همه باهاش برخورد کردیم.
هدف من از نوشتن این مطالب، اینا بود:
- یه مقایسه ی اجمالی از این دو گروه داشته باشم.
- یه سری حرفایی که می خواستم بگم رو بگم.
- و از شما بخوام که نظرتونو راجع به این حرفا بگید! و بگید که به نظر خودتون جزو کدوم دسته اید؟
14 comments:
خط اول جمله ی بالا رو اصلاح کن! منظورت اینه که توی دسته ی دوم نیستی؟!
اوووم
یک چیز دیگه هستش که آدمای دسته ی دوم رو برای من جالب می کنه. بعضی هاشون وانمود می کنند که نظرت واسشون مهم هستش یعنی ازت استقبال می کنند بابت انتقاد یا پیشنهاد یا هر چیزی اما در باطن از این گوش میشنوند و از اون گوش در می کنند. و یک سری از افراد این دسته یک جور دیگه هستند یعنی در مقابل این عده! خیلی خیلی سخت میشه باهاشون ارتباط برقرار کرد چرا؟ چون برای این که فرضشون رو مبنی بر پست کردن تو رو می خوان واقعی بکنند می خواند به تو الا کنند که نظرت اصلا برام مهم نیستش! خوب در این حالت به تو مربوطه که چه شکلی عمل بکنی باهاش اما من فکر کنم من از این برخورد به شدت ناراحت میشم! چرا؟ چون برام مهم هستش که نظر اون اینه که نظر من براش مهم نیست! و برام مهم هستش که در نظر اون من یک آدم نفهم تشریف دارم
خوبه خوبه ادامه بده
anahita:
merci ke khundi va in hammme nazar dadi! :P vaghean mamnun :)
(dar in mored bahs kardim! pas fek nakonam niazi bashe inja benevisam dige!) :D
مرسی که اومدی کامنت گذاشتی!
چون می خوام درس بخونم می خوام از شر این جور فکر کردنا راحت شم! اعصابم رو خورد می کنند واسه همین تا حس می کنم دارم فکر می کنم بهشون می نویسمشون! بعدشم وقتی آن شدم تو بلاگم پستشون می کنم.
من سند تو آل کردم که آپ کردم...
چند تکه سخن :D
من آدمیم که هر لحظه بستگی به افراد دورم تغییر می کنم
الانم چندیس که کشف کردم عملا نمی تونم بگم که این جوری هستم/نیستم
نمی دونم توی کدوم دسته می رم چون بیشتر به این بر می گرده که چه قدر فرد رو تحویل می گیرم
معمولا واسه مودب بودن نظر فرد رو به طور کامل می پذیرم وبعد می شینم روش درست فک می کنم که چی از توش در میاد و از اونجایی که قابلیت پیدا کردن نکات کوچک و حتی بی ربط به موضوع یا گاها پی بردن به ارتباط 2 تا چیز که توی موضوع نبود و خودم در بارش فک کرده بودم و موضوع فقط ندایی می ده رو دارم
از فرد بابته نظرش تشکر می کنم و نتایج خوبشو ( هر چند اگه از کل کار خبر بیابه معتقد می شه ربطی نداره و می گه که اصلا به حرفش گوش نکردم ! )
بهش می گم
----
راستی گفتی که :
"قبل از اون هم خیلی با این موضوع کلنجار رفتم و هنوز هم نمی دونم که چه جوری باید باهاش رفتار کنم تا اذیتم نکنه. گفتنش آسونه: "سعی کن خودت باشی! راحت باش! نترس" و از این قبیل راه حل های مسخره! اما تا آدم خودشو نشناسه و ندونه که چه جوری می خواد باشه و چه جوری هست، این مشکل ادامه داره به نظر من! تو باید به اون چیزی که می خوای باشی دائم فکر کنی و به خودت بگی که "اه! نه این که نشد!" و دوباره روز از نو و روزی از نو"
در اینجا :
https://www.blogger.com/comment.g?blogID=1452636237389030490&postID=7853649870810531978
یه تفکری دارم که اگه از کسی که آخره قضیه (خدا به قولی) هست بپرسی که چه جوری ؟ دقیقا همون راه حل های مسخره رو به آدم می گه که شما اون بالا ذکر کردی
جالبه که واقعا داره همین رو به کار می گیره !
خوبیه فک کردن به این قضیه اینه که بالاخره از راهی به همون راه حل می رسی و این همون راهه که انجام راه حل رو شدنی و خود راه رو ملموس می کنه طوری که آدم می گه چه جالب راهش واقعا این بود
من اعتقاد دارم که چیزهایی بدیهی رو باید چند باره کشف کرد تا بشه ازشون بهره برد
(ببخشید از زیاده گویی مان )
ا
salam.be nazare man bayad ye guruhe sevom ham bezariyo manam bezari be onvane ar gruhesh.gruhe sevom adamayian mesle man.ke hich vaght nazariye va aghayedeshun be rahati avaz nemishe va taghriban 99.99%az nazariye hashun(bavar ha)sabete.chon baraye residan behesh rahe tavilo sakhti ro peymoodano baraye bavar kardanesh kheyli motale e kardan.ke nakone ghalat bashe!ya ye chize dorostari ham bashe!sare hamin hich vaght raftareshun ro ba mohit taghir nemidan.yani kollan man eteghad daram nabayad ham range jamaat shod,magar inke khodet bavar dashte bashi!va age inghade ghodrat nadari dar jami bemuni ke bahashun fargh mikoni behtare az jam kharej shi!vali dar kol baram ehsasat va avatefe adama baram mohemme.baram mohemme har ki ke mano mishnase doostam dashte bashe!vali gharar nist bara inke hame taidet konan va dustet dashte bashan ba harkas ye model bashi!mituni bedune inke farde moghabeletu az khodet beranjooni va dar uje ejtemayi budan,khodet bashi ba nazariye haye khodet!!!
aakh1che ghadr bara khodam pepsi va kardam.hala inja baram khastgar peyda nashe khoobe!!!!!:-?
خیلی جالب بدونید 90% گرو دوم از سمپادی ها تشکیل میشن که البته به علت قرار گرفتن تو دسته ای خودشون کک شون هم نمی گذه که از رفتارشون ممکن بعضی ها ناراحت و دل خور بشن ولی من می خوام دسته ای سومی هم معرفی کنم دسته ای نظر دیگران براشون بیشتر از یه رفتار اجتماعی مهمه انو هنر مندان چون اگه تشویق نشن توان کار ندارن و اگه مخاطب نداشته باشن نون شب ندارن
gandom jan.shoma bayad dasteye 4omo tashkil bedi.dasteye sevom rezerve khodame!!!:D
ye bandeye khoda:
in mozooE ke to migi kheyli kollie! man dar morede barkhordhaye ruzmarre sohbat mikonam. vagarna are! manam kheyli be e'teghadatam paybandam va hazer nistam be in rahatia avazeshun konam! vali inke be "harfha" va "nazarate" baghie ahammiat bedi fargh dare ba inke bekhay bavarhato avaz koni! :)
---------------------
gandom:
khob guruhe shoma taghriban zirmajmu'eyi az guruhe avvale! chon tu matn ham neveshtam ke "baste be inke cheghadr digaran vasashun mohemman, mishe tabaghebandihaye riztari ham kard in afrad ro". :)
---------------------
leo:
khob hamuntor ke tu hamin comment goftam, man be in rahatia harfamo avaz nemikonam! :D vase hamin fek mikonam ke age ru in masa'ele bonyadi ya be ghole shoma "badihi" ziad fek konam, kamtar be natije miresam. banabarin sa'y mikonam bahashun kenar biam ta rahe hal khodesho be moshkel tahmil kone! nemigam azash farar konam, vali talash mikonam ke sazegari peyda konam bahash. (va ta alan ham ke be nazaram natijeye khubi dade!)
راستی مدتی به این هم اندیشیدم که اگه طرف چرت بگه یا بخواد به زور عوضت کنه چی کار می شه کرد که نه خودت ناراحت باشی نه دل یارو رو بشکنی !؟؟؟؟؟
اگه این اتفاق بیفته و از دید تو اون باب چرت بگه می تونی برای ناراحت نکردنش بگی فرمایش درست!
اما کی گفته درست؟!
khob az hame mamnunam ke comment dadan! :D vaghean bahse khubi shod. amma age ejaze bedid in bahso jamesh konim (be ghole dustan!) va ye poste taze bezaram. :) (harf dar in mored ziade! vali bezarid ye poste jadid bezaram)faghat dar javabe leo begam ke: in bastegi be taraf dare. age taraf dustam bashe, man shakhsan behesh migam ke "chert migi" :D (chon mamulan dustaye man janbasho daran!) vali age ba taraf rudarvasi dashte basham o samimi nabasham, bahs ye kam pichide mishe. masalan sa'y mikonam yejuri bepichunamesh (!) ya inke be zaher beshnavam, vali nagam ke "ghabul" ya "are, to dorost migi". yejuri az kenaresh rad misham. (bar khalafe meyle batenim!) :D
Post a Comment